• آموزه های روانشناسی نوجوان

آموزه های روانشناسی نوجوان و روش های بکارگیری آن

آموزه های روانشناسی نوجوان

آموزه های روانشناسی نوجوان و روش های بکارگیری آن به ما نشان می دهد کدام شیوه ی فرزند پروری کمک می کند به هدف هایمان در این راستا دست یابیم .

شیوه ی برقراری ارتباط با نوجوانتان یا همان شیوه ی فرزندپروری انواع بسیاری دارند . سه مورد از رایج ترین آن ها عبارت اند از : دستور دادن ، تسلیم و حق انتخاب دادن .

کم اند مردمانی که تا آخر فقط یک روش را دنبال کنند ، هر یک از ما ممکن است روشی را بیشتر به کار ببریم .

همان طور که مشغول خواندن این سطور هستید به روش فرزند پروری تان فکر کنید و از خودتان بپرسید :

  1. آیا روش من در مواجهه با چالش های فرزندپروری و آموزه های روانشناسی نوجوان به من کمک می کند ؟
  2. با تغییر چه چیزهایی می توانم به خودم و نوجوانم کمک کنم ؟

دستور دادن که به اشتباه یکی از آموزه های روانشناسی نوجوان میان والدین رواج دارد :

بعضی والدین فکر می کنند که می توان نوجوانان را به زور وادار به اطاعت کرد . این قبیل والدین فکر می کنند اگر با نوجوانشان برخورد جدی داشته باشند ، دستوراتشان اطاعت و زندگی خانوادگی بهتر اداره می شود .

آن ها بعضی مواقع سر فرزندشان فریاد می کشند یا آن ها را کتک می زنند . این روش پرورش فرزندان استبدادی است . والدینی که این روش را به کار می برند ، از نوجوانشان مرتب انتقاد می کنند . آن ها از فرزندشان طلبکارند و او را تهدید می کنند .

این والدین برای کنترل فرزندانشان ، گاهی به آن ها پاداش می دهند و گاهی تنبیه شان می کنند . آن ها نقاط ضعف را یادآوری و خرده جویی می کنند . خودشان را بسیار درگیر تکالیف درسی فرزندانشان می کنند و به نوجوانشان اطمینان ندارند و به او احترام نمی گذارند .

مشاوره تلفنی راهنمای والدین در برخورد با نوجوانان

برای استفاده از خدمات مشاوره  نوجوان و کسب اطلاعات بیشتر ،بدون پیش شماره از تلفن ثابت با  ۹۰۹۲۳۰۵۹۸۳ تماس حاصل فرمایید تا از مشاوره روانشناسان و متخصصان مسائل نوجوانان بهره مند شوید .

 

نوجوانان از شیوه ی زور چه می آموزند ؟

هنگامی که والدین دستور می دهند ، نوجوانان نیز به شیوه های گوناگونی پاسخ می دهند . بعضی از آن ها عصبانی می شوند و در زمینه هایی – مانند رفیق بازی ، سیگار کشیدن ، رفتار بد در مدرسه ، مصرف مواد مخدر و … طغیان می کنند که نمی توانیم کنترلشان کنیم .

گاهی والدین و نوجوانان درگیر جنگ قدرت و زورآزمایی با یکدیگر می شوند . ممکن است هر یک از آن ها برای مدتی کوتاه برنده شود ، اما احترامشان از دست می رود و ارتباطشان آسیب می بیند .

گاهی نوجوانانی که والدین مستبدی دارند ، بسیار مایوس و دلسرد می شوند .

این قبیل نوجوانان معتقدند پدر و مادر درست می گویند ؛ و این نوجوان است که اشتباه می کند . آن ها نمی خواهند مورد انتقاد قرار گیرند ، پس سعی می کنند رضایت پدر و مادر را جلب کنند .

آن ها دقیقا آن کاری را انجام می دهند که والدین می خواهند . در ظاهر ممکن است ، چنین خانواده ای آرمانی به نظر آید ، زیرا نوجوانشان رفتار مناسبی دارد !

آموزه های روانشناسی نوجوان 3

 

به نظر می رسد والدین در مبارزه ی قدرت برنده شده اند ؛ اما بهانه ی این برنده شدن بسیار سنگین است . زیرا نوجوان یاد نمی گیرد به خودش احترام بگذارد و استقلال رای داشته باشد .

شیوه ی استبدادی به شکل گرفتن حس اعتماد و احترام به بکدیگر کمکی نمی کند . این شیوه شرایطی برای استقلال پیدا کردن و مسئولیت پذیر شدن فراهم نمی کند . به نوجوان تصمیم گرفتن و استقلال رای داشتن را یاد نمی دهد .

تسلیم شدن از دیگر اشتباهات والدین به عنوان آموزه های روانشناسی نوجوان

بعضی از والدین فکر می کنند که طغیان و تمرد نوجوانان امری طبیعی است . آن ها می پذیرند که زندگی با نوجوانان دشوار است . این والدین فکر می کنند بهترین راهکار این است که باید از سر راه نوجوانشان کنار بروند ؛ در نتیجه تسلیم می شوند و نوجوانشان را رها می کنند تا هر کار دلش می خواهد انجام دهد .

تسلیم شدن را فرزند پروری سهل گیرانه هم می نامند . والدین سهل گیر به هر قیمتی که شده از درگیرشدن اجتناب می کنند . آن ها احساس می کنند توان کافی برای برخورد با مشکلاتی مانند مصرف مواد مخدر ، مسائل مربوط به دوران بلوغ نوجوانان ، روحیه ی خرابکاری ، درس نخواندن ، و بی احترامی به بزرگترها را ندارند . آن ها تصور می کنند هیچ راهی وجود ندارد که چنین اتفاقاتی برای نوجوانانشان پیش نیاید .

آموزه های روانشناسی نوجوان 2

بعضی والدین احساس گناه دارند . آن ها خیلی کار می کنند و به ندرت فرزندانشان را می بینند ، ممکن است طلاق گرفته یا ازدواج مجدد کرده باشند ، شاید معتقد باشند که باید همه چیز را جبران کنند . بنابراین نمی خواهند با مشکل فرزندشان برخورد کنند .

این تسلیم شدن موجب سلب احترام از هر دو طرف ، یعنی هم والدین و هم نوجوان می شود  و به نظر می رسد که نوجوانان نمی توانند خودشان را ضبط و ربط کرده و با دیگران همکاری کنند یا تغییری به وجود آورند ؛ و والدین نیز غیر مفیدند و قادر نیستند وظایف مربوط به فرزندپروری را انجام دهند .

این مقاله ادامه دارد . برای فراگرفتن آموزه های روانشناسی نوجوان ، با ما همراه باشید .  

در باره نویسنده :

ثبت ديدگاه